Get Adobe Flash player

آرشیو موضوعی سایت

حدیث تصادفی

امام علی(ع): انصاف، اختلافات را از بین می بردو موجب الفت و همبستگی می شود. غررالحکم ۲/۳۰/۱۷۰۲

دسته بندی بازدیدها

برای ارزشیابی سایت،بفرماییدشما از کدام قشر جامعه هستید؟

Loading ... Loading ...

آمار سایت

* افراد آنلاین : 2
*بازدید امروز : 452
*بازدید دیروز : 827
*کل بازدیدها : 7259590
*مطالب : 401
*دیدگاه ها : 143
*تعداد کاربران : 263

 

مردى خدمت رسول خدا صلى الله علیه و آله رسید و عرض کرد:
به من نصیحتى بفرما؟
رسول خدا صلى الله علیه و آله وسلم فرمود:
اگر بگویم عمل مى کنى ؟haramمرد گفت : آرى !حضرت دو بار دیگر این سؤ ال را تکرار کرد و در هر بار مرد جواب داد: بلى !پیامبر گرامى صلى الله علیه و آله وسلم پس از آن که از او قول محکمى گرفت و او را به اهمیت مطلب متوجه ساخت ، فرمود:- به تو سفارش مى کنم :- هرگاه خواستى کارى انجام دهى ، عاقبت و سرانجام آن را در نظر بگیر اندیشه کن ! اگر سرانجامش هدایت و نجات است پس انجام بده وگرنه از آن بپرهیز! و آن را انجام مده !یعنى اگر رضاى خدا در آن کار باشد، بجاى آور و اگر رضاى خدا نباشد رهایش کن

بحار: ج ۹۴، ص 

خداوند به پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله وحى کرد که من از جعفر بن ابى طالب به خاطر چهار صفت قدر دانى مى کنم .jafar.tayarپیغمبر صلى الله علیه و آله جعفر را خواست و موضوع را به ایشان خبر داد.جعفر عرض کرد:اگر خداوند به شما وحى نمى کرد، من هم اظهار نمى کردم .یا رسول الله ! من هرگز شراب ننوشیدم ، زیرا مى دانستم که اگر بنوشم عقلم نابود مى شود.و هرگز دروغ نگفتم ، زیرا دروغ خلاف مروت و ضد کمال انسان است .و هرگز زنا نکرده ام ، زیرا ترسیدم با ناموسم همان عمل انجام بشود.و هرگز بت نپرستیدم ، زیرا مى دانستم که بت پرستى منفعتى ندارد.رسول خدا دست مبارکش را بر شانه وى زد و فرمود:سزاوار است که خداوند به تو دو بال مرحمت کند، تا در بهشت پرواز کنى

بحار: ج ۲۲، ص ۲۷۵

مردى که دو پا و دو دست او قطع شده بود و هر دو چشمش نیز کور بود، فریاد مى زد:
- خدایا مرا از آتش نجات بده !
به او گفتند:
- از براى تو مجازاتى باقى نمانده ، باز مى گویى خدایا مرا از آتش نجات بده ؟
گفت :
- من در کربلا با افرادى بودم ، که امام حسین (ع ) کشتند، وقتى امام شهید شد، مردم لباسهاى او را به تاراج بردند، شلوار و بند شلوار گران قیمتى در تن آن حضرت دیدم ،emam.hossin دنیاپرستى مرا به آن داشت تا آن بند قیمتى را از شلوار درآورم .به طرف پیکر حسین (ع ) نزدیک شدم ، همین که خواستم آن بند را باز کنم ، ناگاه دیدم آن حضرت دست راستش را بلند کرد و روى آن بند نهاد! من نتوانستم دست آن مظلوم را کنار بزنم ، لذا دستش را قطع کردم ! همین که خواستم آن بند را بیرون آورم ، دیدم حضرت دست چپ خود را بلند کرد و روى آن بند نهاد! هر چه کردم نتوانستم دستش را از روى بند بردارم ، بدین جهت دست چپش را نیز بریدم ! باز تصمیم گرفتم آن بند را بیرون آورم ، صداى وحشتناک زلزله اى را شنیدم ! ترسیدم و کنار رفتم و شب در همان جا کنار بدن هاى پاره پاره شهدا خوابیدم .
ناگاه ! در عالم خواب ، دیدم که گویا محمّد(ص ) همراه على (ع ) و فاطمه (س ) و امام (ع ) را بوسید و سپس فرمود:
- پسرم تو را کشتند، خدا کسانى را که با تو چنین کردند بکشد!
شنیدم امام حسین (ع ) در پاسخ فرمود:
- شمر مرا کشت و این شخص که در اینجا خوابیده ، دست هایم را قطع کرد.
فاطمه (س ) به من روى کرد و گفت :
- خداوند دست ها و پاهایت را قطع و چشم هایت را کور نماید و تو را داخل آتش نماید!
از خواب بیدار شدم . دریافتم که کور شده ام و دست ها و پاهایم قطع شده . سه دعاى فاطمه (س ) به استجابت رسیده و هنوز چهارمى آن یعنى ورود در آتش – باقى مانده ، این است که مى گویم :
- خدایا! مرا از آتش نجات بده !

بحار، ج ۴۵، ص ۳۱۱

134 pages

روی تصویر زیر کلیک نمایید

آخرین دیدگاه ها

ارزشیابی سایت

ارزیابی شما از سایت

Loading ... Loading ...

سلامتی آقاامام زمان(عج)

من درهمه حـال از احوال پیـروانم آگاهم.امـام زمان(عج).

Loading ... Loading ...

آرشیوسالیانه سایت