آرشیو موضوعی سایت

سایت را چگونه دیدید؟

ارزیابی شما از سایت

Loading ... Loading ...

صلوات برای امام زمان(عج)

من درهمه حـال از احوال پیـروانم آگاهم.امـام زمان(عج).

Loading ... Loading ...

 

شخصى گمرکچى ، یکى از شیعیان را که مى خواست به زیارت قبر على (ع ) برود، اذیت کرده و او را به شدت کتک زد. مرد شیعه که به سختى مضروب و ناراحت شده بود، گفت : به نجف مى روم و از تو به آن حضرت شکایت مى کنم . گمرگچى گفت : برو هر چه مى خواهى بگو که من نمى ترسم .
مرد شیعه به نجف اشرف رفت و خودش را به قبر مطهر امیرامؤمنین رسانید و پس از انجام مراسم زیارت ، با دلى شکسته
doay3و گریه کنان عرض کرد: اى امیرمؤمنان ، باید انتقام مرا از گمرکچى بگیرى .
مرد، در طى روز، چند بار دیگر به حرم مشرف شد و هر بار خواسته اش را تکرار کرد. آن شب در عالم خواب آقایى را دید که بر اسب سفیدى سوار شده بود و صورتش مانند ماه شب چهارده حضرت مى درخشید. حضرت ، مرد شیعه را به اسم صدا زد. مرد شیعه متوجه حضرت شده ، پرسید: شما کیستید؟ حضرت فرمود: من على بن ابى طالب هستم ، آیا از گمرکچى شکایت دارى ؟ مرد عرض کرد: بله اى مولاى من ، او به خاطر دوستى شما، مرا به سختى آزرده است و من از شما مى خواهم که از او انتقام مرا بگیرید.
حضرت فرمود: به خاطر من از گناه او بگذر. مرد عرض کرد: از خطاى او نمى گذرم . حضرت سه بار

ادامه‌ی خواندن

عباس ، رئیس شهربانى ماءمون گفت : روزى نزد خلیفه رفتم ، مردى را دیدم که به زنجیرهاى گران بسته و در پیش او است . ماءمون گفت : عباس این مرد را ببر، کاملا مواظب او باش ، مبادا از دست تو فرار نماید، هر چه مى توانى در نگهدارى او دقت کن . به چند نفر دستور دادم او را ببرند. با خود گفتم : با این همه سفارش ماءمون ، نباید این شخص را در غیر اطاق خود زندانى کنم . mostajabاز این جهت امر کردم ، در اطاق خودم او را جاى دهند.
وقتى که منزل رفتم از حال او و علت گرفتاریش جویا شدم .
پرسیدم : از کدام شهرى ؟ گفت : از دمشق . گفتم : فلان کس را مى شناسى ؟ پرسید: شما از کجا او را شناخته اید؟ گفتم : من با او داستانى دارم . گفت : پس ‍ من حکایت خود را نمى گویم مگر این که شما داستان خویش را با آن مرد بگویى .
گفتم : چند سال پیش من در شام با یکى از فرمانداران همکارى مى کردم ، مردم شام بر آن فرماندار شوریدند، بطورى که به وسیله زنبیلى از قصر حجاج پایین آمد و با یاران خود فرار کرد. من با عده اى فرار کردم . در میان کوچه ها مى دویدم ، مردم مرا تعقیب مى کردند، به کوچه اى رسیدم ، مردى را بر در خانه نشسته دیدم ، گفتم : اجازه مى دهى داخل خانه شما شوم و

ادامه‌ی خواندن

۱-  شیخ کلینى (رحمه الله علیه ) به سند معتبر روایت کرده که حضرت امام محمد باقر (ع) یا امام صادق (ع) فرمودند: هیچ میزانى سنگین تر از صلوات بر محمد و آل محمد – صلوات الله و سلامه علیهم اجمعین – نیست . وقتى میزان اعمال انسان سبک باشد در آن صلوات گذارند و سنگین مى شود.
۲- از حضرت رسول (ص) مرویست که فرمود: من روز قیامت نزد میزانم ، پس هر که گناهانش بسیار باشد که کفه سیئاتش سنگین باشد صلواتى را که براى من فرستاده بیاورم تا کفه حسناتش سنگین شود.
۳-  و نیز شیخ صدوق از حضرت امام رضا (ع) نقل کرده که فرمود: هر که قدرت نداشته باشد بر چیزى که گناهانش را برطرف کند پس بسیار صلوات بر محمد و آل محمد بفرستد که آن ، گناهان را خراب و ویران مى کند.
۴-  از دعوات راوندى نقل است که حضرت رسول صلى الله علیه و آله فرمود که هر کس به من هر روز سه مرتبه و در هر شب سه مرتبه از روى حب و شوق بر من صلوات فرستد بر خداوند سزاوار است گناهان او را که در آن شب و آن روز کرده است بیامرزد.
۵-  و نیز از آن حضرت مروى است که در رؤ یا دیدم عمویم حمزه بن عبدالمطلب و برادرم جعفر بن ابى طالب را که در پیش آنها طبقى است از سدر؛ پس یک ساعتى از آن میل کردند پس از آن ، سدر مبدل شد به انگور، پس یک ساعتى از آن خوردند پس از آن

ادامه‌ی خواندن

تصویر زیر کلیک نمایید

نمایش احادیث تصادفی

رسول خدا(ص) امر به معروف و نهی از منکر نکنند ، مگر کسی که سه خصلت در او باشد: در امر و نهی خود مدارا کند، در امر و نهی خود میانه روی نماید و به آنچه امر و نهی می کند، دانا باشد. بحارالانوار ۱۰۰/۸۷/۶۴

آرشیو سالانه سایت

آمار سایت

* افراد آنلاین : 16
*بازدید امروز : 540
*کل بازدیدها : 17663163
*مطالب : 415
*دیدگاه ها : 160
*تعداد کاربران : 7